-
عین، خیراندیش
طالبان؛ تمکین از خواستههای ملی و بینالمللی یا پذیرش جایگزینی
«دوراهیِ طالبان دیگر یک انتخابِ دیپلماتیک نیست، بلکه یک ناگزیری سرنوشتساز است. اگر آنها بر این مسیرِ استبدادِ مذهبی و پاکسازی جغرافیایی پافشاری کنند، باید بدانند که جایگزینی تنها یک کلمهی تئوریک در متون سیاسی نخواهد بود. جایگزینی، زمانی رخ میدهد که خشمِ نهفته در لایههای زیرین جامعه (از هزارههای مظلوم گرفته تا سایر گروههایی که از این انحرافِ سیاسی آسیب دیدهاند) به نیرویی بدل شود که دیگر هیچ حصارِ نظامیای توانِ مهارِ آن را نخواهد داشت.» -
امین خراسانی
امارت طالبانی و تجربهپذیری تاریخی
«طالبان بخشی از واقعیت کشورند نه تمام واقعیت. مخالفان این گروه، بخشی از واقعیتهای دیگری است که باید نادیده گرفته نشود. اگر در مدت پنج سال نادیده گرفتهشده، این، به معنای عدم تجربهپذیری این گروه، از تاریخ و عدم درک درست مسایل سیاسی و اجتماعی و یا عدم تعهد اخلاقی به سرنوشت کشور است. سیاست با واقعیتها میآمیزد، نه با آرزوها و ایدهآلهای افراد یا گروههای اجتماعی و قومی. با آرزوها نمیتوان حکومت کرد و آرزو فروشی نشانه اختلال فکری و بیماری دماغی است. کسانی که همواره برای خود و یا گروه قومی خود آرزو میفروشند، یا خایین، یا دچار مشکلات مغزی و یا هم نادان و ابله هستند.» -
هادی رحمانی
هزارهها قربانی سیاست انگلی
«تاریخ بهخوبی این واقعیت تلخ را در حافظه خود دارد که حتی هممذهبان آنان مثل قزلباشها، برخی سادات و پشتونهای شیعه در حق آنان جفا روا داشتند و یک نگاهی از بالا به پایین نسبت به آنها شکل گرفت و طبق شواهد تاریخی در طول حاکمیت پشتونها، آنان با همکاری و همسویی با دستگاه قدرت نسبت به هزارههای هم آیینشان جفا و بیمهری کردند. در سیاست انگلیِ یک سده و اندی حاکمیت قبیله، هزارهها در سایه آن حضور داشتند، اما دیده نشدند، رنج کشیدند، اما روایت نشدند، مقاومت کردند، اما ثبت نگردیدند. در کنار دیگران جهاد کردند، اما نادیده انگاشته شدند. عدالت و برابری را فریاد زدند اما به همان پیمانه ستم دیدند.» -
هادی رحمانی
شکاف رنجآور و دردناک سید و هزاره
«به باور نگارنده این تقابل و دودستگی روزافزون میان سید و هزاره بیشتر جنبه روانشناختی دارد. به این معنی که سید و هزاره در چند دهه اخیر نسبت به هم بدبین و بدگمان شدهاند و این بدبینی رو به فزونی بوده است. یعنی سادات دچار این توهم شدهاند که هزارهها آنان را در جامعه بیش از این قبول ندارند و با رفتار و گفتارشان از آنها بیزاری میجویند. ازاینروی احساس ناامنی میکنند و این احساس آنها را وادار به واکنشهای منفی و تنش آلود کرده است. از طرف دیگر هزارهها نیز گرفتار این توهم شدهاند که سادات بر اساس سنت پیر- مریدی و صدرنشینی، توقع احترام ویژه و ستادن مال و درآمد آنها تحت عنوان خمس و امثال آن همچنان از آنها سو استفاده میکنند. » -
دکتر غزنوی
عدالت یا دوقطبی، آزمونی برای آینده افغانستان
«امروز جامعه افغانستان بیش از هر زمان دیگری به صدای عقلانیت نیاز دارد؛ صدایی که نه ظلم را توجیه کند، نه سکوت در برابر بیعدالتی را فضیلت بداند و نه احساسات را جایگزین قانون سازد. اگر این پرونده واقعا یک موضوع حقوقی است، باید با شفافیت و بر اساس قانون حل شود و اگر چنین نیست، مردم حق دارند حقیقت را بدانند. پنهانکاری، ابهام و اجرای گزینشی قانون، نهتنها یک اختلاف را حل نمیکند، بل اختلافهای تازهای میآفریند. امروز آزمون اصلی، نه برای یک مدرسه دینی و نه برای یک رسانه، بل برای اصل عدالت و اعتماد عمومی است.» -
علی دادگر
تاملی بر حکومتورزی امارت اسلامی در پنج سال اخیر
«پنج سال پس از خروج آمریکا، ناتو و نهادهای حامی حقوق بشر، شاید مهمترین دستاورد طالبان همان بقای سیاسی باشد؛ اما بقای سیاسی با حکمرانی موفق و نظام مشروع یکی نیست. طالبان در خیابانهای کابل پیروزی پنجمین سال حکومتشان را جشن گرفتند و شادی و پایکوبی کردند ولی در دلهای بسیاری از مردم، یک پرسش ساده هنوز پاسخی روشن نیافته است: فردا چگونه با این جریان باید زیست سیاسی نمود و این نظام چه برنامهای روشن در قبال سرنوشت مردم خواهد داشت؟»
-
طالبان؛ تمکین از خواستههای ملی و بینالمللی یا پذیرش جایگزینی
«دوراهیِ طالبان دیگر یک انتخابِ دیپلماتیک نیست، بلکه یک ناگزیری سرنوشتساز است. اگر آنها بر این مسیرِ استبدادِ مذهبی و پاکسازی جغرافیایی پافشاری کنند، باید بدانند که جایگزینی تنها یک کلمهی تئوریک در متون سیاسی نخواهد بود. جایگزینی، زمانی رخ میدهد که خشمِ نهفته در لایههای زیرین جامعه (از هزارههای مظلوم گرفته تا سایر گروههایی که از این انحرافِ سیاسی آسیب دیدهاند) به نیرویی بدل شود که دیگر هیچ حصارِ نظامیای توانِ مهارِ آن را نخواهد داشت.»
-
امارت طالبانی و تجربهپذیری تاریخی
«طالبان بخشی از واقعیت کشورند نه تمام واقعیت. مخالفان این گروه، بخشی از واقعیتهای دیگری است که باید نادیده گرفته نشود. اگر در مدت پنج سال نادیده گرفتهشده، این، به معنای عدم تجربهپذیری این گروه، از تاریخ و عدم درک درست مسایل سیاسی و اجتماعی و یا عدم تعهد اخلاقی به سرنوشت کشور است. سیاست با واقعیتها میآمیزد، نه با آرزوها و ایدهآلهای افراد یا گروههای اجتماعی و قومی. با آرزوها نمیتوان حکومت کرد و آرزو فروشی نشانه اختلال فکری و بیماری دماغی است. کسانی که همواره برای خود و یا گروه قومی خود آرزو میفروشند، یا خایین، یا دچار مشکلات مغزی و یا هم نادان و ابله هستند.»
-
«تاریخ بهخوبی این واقعیت تلخ را در حافظه خود دارد که حتی هممذهبان آنان مثل قزلباشها، برخی سادات و پشتونهای شیعه در حق آنان جفا روا داشتند و یک نگاهی از بالا به پایین نسبت به آنها شکل گرفت و طبق شواهد تاریخی در طول حاکمیت پشتونها، آنان با همکاری و همسویی با دستگاه قدرت نسبت به هزارههای هم آیینشان جفا و بیمهری کردند. در سیاست انگلیِ یک سده و اندی حاکمیت قبیله، هزارهها در سایه آن حضور داشتند، اما دیده نشدند، رنج کشیدند، اما روایت نشدند، مقاومت کردند، اما ثبت نگردیدند. در کنار دیگران جهاد کردند، اما نادیده انگاشته شدند. عدالت و برابری را فریاد زدند اما به همان پیمانه ستم دیدند.»
-
تاملی بر حکومتورزی امارت اسلامی در پنج سال اخیر
«پنج سال پس از خروج آمریکا، ناتو و نهادهای حامی حقوق بشر، شاید مهمترین دستاورد طالبان همان بقای سیاسی باشد؛ اما بقای سیاسی با حکمرانی موفق و نظام مشروع یکی نیست. طالبان در خیابانهای کابل پیروزی پنجمین سال حکومتشان را جشن گرفتند و شادی و پایکوبی کردند ولی در دلهای بسیاری از مردم، یک پرسش ساده هنوز پاسخی روشن نیافته است: فردا چگونه با این جریان باید زیست سیاسی نمود و این نظام چه برنامهای روشن در قبال سرنوشت مردم خواهد داشت؟»
-
«طالبان با تعصب قومی، بینش تبعیضآمیز قبیلهای، منش استبدادی، گرایش وحشیانه و غیرانسانی، روش ستمگرانه پشتونیستی رفتار کرده و مردم خراسان زمین را به گروگان گرفته و هرروز بیش از دیروز به ظلم، تعدی، و تجاوز به اموال و املاک مردم میپردازند. اینها نمیدانند که اینگونه رفتارها تنها به رعایا آسیب نمیرسانند، بلکه درست، همانگونه، که این ستمها به رعایا آسیب میرسانند به خود آنها نیز آسیب خواهد رساند. چون هر ستمگر با ستم خود بر دیگران، ستمی بر خویش نیز روا میدارند. به قول مولانا: ستمگری با هر ستمی که روا میدارد طنابی برای به دام انداختن خود میبافد.»
-
جنبش روشنایی، آشوب خاطرهها، یا خود آیینهسان هزارهها
«هرچند روان جمعی جامعهی ستمکشیده و تحقیرشده تلاش میکند که خاطرات تلخ و ناگوار را به ناخودآگاه جمعی انتقال دهد تا از بار رنج و ملال آن بکاهد و تداوم حیات جمعی را سهلتر و آسانتر نماید اما تجربهپذیری و استفاده از حافظه تاریخی برای بهرهمندی از تجربههای گذشته ایجاب میکند که نباید بگذاریم که ناخودآگاه جمعی در این امر موفق گردد و خاطرات رویدادهای تلخ و مجموعه کنشها و واکنشهای انسانهای فعال در عرصههای سیاسی و اجتماعی را به ناخودآگاه جمعی انتقال داده و امکان و ظرفیت تجربهپذیری را به بایگانی تاریخ و به خلوتخانهی فراموشی بسپارند.»
-
«کنشگران سیاسی، فعالان اجتماعی، مدعیان روشنفکری، افکار عمومی، همه و همه، در کنشها و واکنشهایشان با دو کارت مذهب و قومیت، که (هر دو نماد سنت و زاییده جامعه سنتی است)، بازی میکنند. صفبندیهای اجتماعی و جهتگیریهای سیاسی بر محور مذهب و قومیت است. این دو پدیده اجتماعی، پدیدههایی است که محصول سنت هستند. جنگ و تضادهای درونی، جوامع و اقوام ساکن در کشور حول محور سنت و تجدد نیست بلکه جنگ سنت باسنت است. سنت قومی باسنت دینی و مذهبی میجنگند. کسانی که به هر دلیلی از سنت دین و مذهب دلزده شدهاند پناه به سنت قومیت بردهاند.»
-
فراتر از تبار: سخنی با مخالفان آیت الله فیاض «ره» مبنی بر اینکه او برای هزارهها چه کرده است.
«در فهم جایگاه آیتالله فیاض، نباید از یک حقیقت بنیادین غفلت کرد: مرجعیت شیعه ذاتا نهادی فراتر از قومیت، زبان و جغرافیاست. مرجع تقلید با رای یک قوم، قدرت یک قبیله یا نفوذ یک منطقه به مرجعیت نمیرسد. مرجعیت نه میراث خونی است و نه امتیاز قومی. مشروعیت آن، دستکم در نظریه سنتی شیعه، بر دانش، تقوا، استقلال فکری و اعتماد عمومی مومنان استوار است. به همین دلیل، مرجعیت از آغاز پیدایش خود ماهیتی فراملی داشته است. پیروان یک مرجع میتوانند از افغانستان، عراق، ایران، پاکستان، هند، لبنان، کشورهای خلیجفارس، آفریقا، اروپا و آمریکا باشند. زبانهایشان متفاوت است.»
-
در دیار خدا، اما در جستجوی دیده شدن
«این حرکت آشکار میکند که هویت مذهبی و هویت قومی–تاریخی، در ذهن فرد آمیخته و نامراِی است. مزاری نهفقط یک رهبر سیاسی، بلکه نماد عدالت، مقاومت و هویت هزاره است. آوردن تصویر او به کعبه، تلاشی است برای ادغام معنویت فردی و مشروعیت جمعی؛ فرد میخواهد هم به خدا نزدیک باشد و هم هویت تاریخی و عدالتخواهانه خود را تثبیت کند. این ترکیب، رگهای زیبا و پیچیده از هویت انسانی و تاریخی را به نمایش میگذارد.»
-
ماندن در بنبست تاریخی و اجتماعی
«این روزها هم محیط طبیعی طعم و رنگ زندان را به خود گرفته و هم محیط تاریخی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی فضای زمستانی و هوای برفی و توفانی را تجربه میکند. آه که چقدر دلم مملو از درد و رنجهای آزاردهنده و پر از شکوه و شکایتهای ناگفته است. با که میتوان سخن گفت و چگونه و چه زمانی این بنبستهای پیچیده و پیچدرپیچ فروریخته و شکسته میشود و از این وضعیت دهشت و محنت بیرون میجهم و یکبار دیگر امید در خانه دلم لانه خواهد کرد و از این دلتنگی و بیهودگی و درماندگی بیرون شده و سرود رهایی را زمزمه و زندگی را با شورونشاط آواز خواهم خواند؟.»
-
پاییز طبیعی و تداعی پاییز اجتماعی
«هوا و فضای پاییز تاریخی و اجتماعی ما مانند پاییز طبیعی سرد، بیروح، خسته کننده، یاسآلود و نومیدانه نفس کشیدن است. هوای پاییزی تاریخی و اجتماعی ما بسیار «ناجوان مردانه سرد» است و افقهایش بسته و آسمانش تار و از هر طرف در حصار زندان حاکمیت زمان و اسیر تقدیری است که قلدران و قدارهبندان تاریخ، برای ما مقدر کرده است.»
-
« اگرچه ورزش ظرفیت بالایی برای ایجاد وحدت دارد، اما در افغانستان با چالشهای ساختاری مواجه است. نبود سیاستهای جامع ورزشی، کمبود امکانات، و نگاه ابزاری به ورزش در برخی نهادها، مانع از تبدیل این ظرفیت به سرمایه اجتماعی پایدار میشود. تیم فوتسال زیر ۱۷ سال، باوجود موفقیت، از حمایت کافی برخوردار نبود و بسیاری از بازیکنان در شرایط اقتصادی و اجتماعی دشوار زندگی میکنند. این شکاف میان نماد و واقعیت، نشاندهندهی نیاز به بازنگری در سیاستگذاریهای ورزشی و اجتماعی کشور است و همین هم منطقه پرخطر از بازگشت به نقطه صفر انسجام ملی است.»
-
پیام اصلی عاشورا و کارکرد آن در دنیای معاصر
«در دنیای معاصر، محرم همچنین میتواند پاسخی به بحران قدرت باشد. یکی از مسایل بنیادین عصر جدید، تمرکز قدرت بدون مسوولیت اخلاقی است. در بسیاری از جوامع، قدرت سیاسی، اقتصادی یا رسانهای میتواند حقیقت را تحریف کند و صدای مظلوم را خاموش سازد. عاشورا بهمثابهی یک الگوی تاریخی نشان میدهد که مشروعیت قدرت، صرفا در اقتدار ظاهری آن نیست، بلکه در عدالت، صداقت، و پایبندی به کرامت انسان معنا پیدا میکند. ازاینجهت، پیام محرم با مفاهیمی چون حقوق بشر، عدالت اجتماعی، آزادی مسوولانه و نقد استبداد، همافق است.»
-
رمضان؛ انفجارِ خاموشِ بیداری در جانِ انسان
«رمضان، مدرسهی اراده است. در جهانی که مصرف، معیار ارزش شده و سرعت، جای تامل را گرفته است، روزه اعتراضِ مقدس به فرهنگ افراط است. امساک، نه تحقیرِ نیازهای جسم، بلکه تنظیم آنها در مدار معناست. انسانی که میتواند از حلالِ مباح دست بکشد، چگونه نتواند از حرامِ آشکار بگریزد؟ اگر پس از رمضان، اخلاق ما تغییر نکند؛ اگر زبان ما از غیبت پاکتر، چشم ما از آلودگی دورتر و دست ما بخشندهتر نشود، باید در صداقتِ روزهی خویش تردید کنیم. زیرا خداوند فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ» تحول بیرونی، بی تحول درونی ممکن نیست.»
-
«پس پایان تاریخ از منظر شیعه همان ظهور و تحقق و تشکیل جامعه مهدی است که نقایص و کاستیها و پلشتیهای سایر جوامعِ انسانی دیگر را با خودش ندارد و این حکومت جهانی تحت نظارت خداوندی و با مدیریت حضرت مهدی و امام معصوم شکل میگیرد و برای رشد و تربیت انسانها و ستیز با مظاهر نابرابری و ستمهای انسانهای قلدر و زورگو استقرار و استمرار مییابد و روزی فرا خواهد رسید که منجی عالم بشریت ظهور نماید و دنیا مملو از عدل و داد گردد و بر آلام و رنجهای مردم مظلوم بیپایان بشریت مرهم نهند و درفش عزت و آزادی و عدالت را در سراسر گیتی به اهتزاز درآید پس فرجام و پایان تاریخ حیات بشری از منظر شیعه تحقق و استقرار حکومت مهدوی است.»
-
«حضرت علی (ع) در بخش تاثیرگذاری بر تاریخ و جلب و جذب مردم هم حالت متناقض نمایی دارد. در بخش تاریخ، تلاش نمود که تاریخ منحرفشدهای را اسلام به مجرایی اصلیاش که عدالت اجتماعی و برابری انسانی بود برگرداند و جلو زنده و پایدار شدن سنتهای دوره جاهلی را که بعد از رحلت رسول اکرم (ص) توسط خلفای وقت احیاشده بود را بگیرد و اسلامی را به تاریخ و نسلهای بعد، معرفی نماید که بر مبنای ارزشهای اخلاقی، عدالت اجتماعی و کرامت انسانی استوار است.»
-
درنگی بر شخصیت تاریخی، بنام فاطمه (س)
«فاطمه نماد مادری است که همهی خوبیها و مهربانیها، زیباییها و شکوه و ظرافتهای مادری قربانی جهل و نادانی تاریخ گردیده است. تاریخی که زاییده کسانی است که از دامن مادر به هستی پا گذاشته و پرورشیافته اما علیه او ظلم، تعصب و تبعیض اعمال نموده است. تجلیل و گرامیداشت روز تولد حضرت زهرا (بریده از جنبه مذهبی آن)، عصیان علیه آنچه در تاریخ بر زنان روا داشته شده، میباشد و تکریم از مقام و جایگاه مادر و در کل پذیرش کرامت نیمهی از پیکرهی انسان به نام و عنوان زن است.»
-
«از همین رو این پاسداشتها و گرامیداشتها پیش ازآنچه یک رفتار آگاهانه و معنادار و نمایانگر درک پیام و مسوولیت اجتماعی و رسالت تاریخی آن باشند و روح و روحیه عاشورا را در کالبد زمان بدمند و شور عاشوری و شعور حسینی را در بستر تاریخ جاری سازند، ابزاری برای ملعبه سازی ملعبه سازان و دکانی برای شیادی شیادان گردیده است. این تجلیلها و تکریمها و گرامیداشتها و برپایی عزاداریها همه و همه وسیلهای بهمنظور تخدیر و دمیدن به شیپور تحمیق و معرکهگیری برای چاپیدن و درنتیجه برای استحمار و اسارت اجتماعی و دزدیدن آزادی و حریت و عقلانیت و خردورزی و تباه سازی انسانیت است و دیگر هیچ!»
-
شکاف رنجآور و دردناک سید و هزاره
«به باور نگارنده این تقابل و دودستگی روزافزون میان سید و هزاره بیشتر جنبه روانشناختی دارد. به این معنی که سید و هزاره در چند دهه اخیر نسبت به هم بدبین و بدگمان شدهاند و این بدبینی رو به فزونی بوده است. یعنی سادات دچار این توهم شدهاند که هزارهها آنان را در جامعه بیش از این قبول ندارند و با رفتار و گفتارشان از آنها بیزاری میجویند. ازاینروی احساس ناامنی میکنند و این احساس آنها را وادار به واکنشهای منفی و تنش آلود کرده است. از طرف دیگر هزارهها نیز گرفتار این توهم شدهاند که سادات بر اساس سنت پیر- مریدی و صدرنشینی، توقع احترام ویژه و ستادن مال و درآمد آنها تحت عنوان خمس و امثال آن همچنان از آنها سو استفاده میکنند. »
-
عدالت یا دوقطبی، آزمونی برای آینده افغانستان
«امروز جامعه افغانستان بیش از هر زمان دیگری به صدای عقلانیت نیاز دارد؛ صدایی که نه ظلم را توجیه کند، نه سکوت در برابر بیعدالتی را فضیلت بداند و نه احساسات را جایگزین قانون سازد. اگر این پرونده واقعا یک موضوع حقوقی است، باید با شفافیت و بر اساس قانون حل شود و اگر چنین نیست، مردم حق دارند حقیقت را بدانند. پنهانکاری، ابهام و اجرای گزینشی قانون، نهتنها یک اختلاف را حل نمیکند، بل اختلافهای تازهای میآفریند. امروز آزمون اصلی، نه برای یک مدرسه دینی و نه برای یک رسانه، بل برای اصل عدالت و اعتماد عمومی است.»
-
خطاهای روششناختی در واکنش به سخنان آقای سلطانی
«گاهی شخص بدون ذکر دلیل و برهان، تنها ویژگیهای ناشایست و نامناسبی را به یک دیدگاه یا صاحب آن نسبت میدهد تاکسی جرات نکند به آن نظریه توجه کند یا آن را بپذیرد. مثلا شخصی بدون آنکه استدلال معتبری ارایه کند میگوید: تنها یک کمهوش و نفهم چنین دیدگاهی را تایید میکند و میپذیرد. در موردنقد ادعای سلطانی نیز تعدادی از افراد بودند که در دام این مغالطه افتاده بودند و میگفتند که در چنین شرایطی فقط یک آدم کمهوش درباره کاتب چنین سخن سخیفی را اظهار میدارد.»
-
مسلخ هویت؛ یا تجلیل از روز فرهنگ هزاره!
«تجلیل از فرهنگ هزاره به شیوهی فعلی، در حقیقت سانسور تاریخ رنج، شستوشوی چرکین ساختارهای تبعیض، اخته کردن روایتهای تاریخی و تبدیل آن به فستفود فرهنگی است. در این کالاسازی، فرهنگ، دیگر نمیتواند ابزار آگاهی باشد، بل افیونی برای سرگرمی و تخدیر نسل جوان از سابقه تاریخی آنها است؛ همان لحظهای که فرهنگ را از اساس، بیزبان، بیخاصیت و بیمعنا میکند.چرا تاریخ را زندهبهگور میکنیم؟ برگزارکنندگان این برنامهها در یک خودسانسوری آشکار، مهر سکوت بر دهان میزنند. چراکه در این کارناوالهای بیهدف، هیچ اثری از بازخوانی کلیدواژههای حیاتی تاریخ هزاره دیده نمیشود.»
-
وجدانهای بدبخت (خوانشی هگلی از منازعه سید و هزاره در افغانستان)
«وجدانهای بدبخت بااینکه خود را پاسداران ایمان و دین محمد(ص) میدانند، اما در عمل دین را به سطحی از رقابتهای اجتماعی تنزل داده و درواقع بیدینی را در ساحت مکتب پیامبر(ص) مستقر ساختهاند. ایمان حقیقی در خوانش هگل، استقرار قانون تعالیبخش الهی در درون انسان است، درصورتیکه نزاع وجدانهای بدبخت دین و مذهب را به حربهای نسبی یا اعتقادی برای خلق نفرت علیه همدیگر بدل کردهاند. درنتیجه، خوانش هگلی ما را به مسوولیتی دشوار فرامیخواند: عبور از وجدانهای بدبخت و رسیدن به خودآگاهی نسبت به روح اخلاقی دین و آشتی انسان با انسان.»
-
«هزارهها علیرغم تجربههای بسیار تلخ و ناگوار تاریخی تا هنوز خاماند و از گذشتههایش هیچ درس و عبرتی را نیاموختهاند. این نزاع بیثمر، چه میگویم! «بد ثمر» در میان کنشگران عام مردم هزاره اگر جریان داشته شاید خیلی جای ملامتی نداشته باشد اما با کمال تاسف که این مساله در میان خواص و تحصیلیافتگان این قوم به شدت و حدت جریان دارد و صفبندیها، جبههگیریها، طعن و نفرینها، فحاشیها، بداخلاقیها، تهمتزنیها و سیاه و سفید دیدنیها تا هنوز به قوت خود باقی و جنگ لفظی و نزاعهای جناحی بدون محتوا و معنای واقعی ادامه دارد.»
-
گونهشناسی خشونت علیه زنان در افغانستان
«شهید مطهری نیز در این زمینه چنین بیاناتی دارد: «اگر بخواهیم ببینیم نظر قرآن درباره خلقت زن و مرد چیست، لازم است به مساله سرشت زن و مرد- كه در سایر كتب مذهبى نیز مطرح است- توجه كنیم. قرآن نیز در این موضوع سكوت نكرده است. باید ببینیم قرآن زن و مرد را یك سرشتى مىداند یا دو سرشتی؛ یعنى آیا زن و مرد داراى یك طینت و سرشت مىباشند و یا داراى دو طینت و سرشت؟ قرآن باکمال صراحت درآیات متعددى مىفرماید كه زنان را از جنس مردان و از سرشتى نظیر سرشت مردان آفریدهایم. قرآن درباره آدم اوّل مىگوید: «همه شمارا از یك پدر آفریدیم و جفت آن پدر را از جنس خود او قراردادیم» (سوره نساء آیه 1)
-
تاملی بر دو مفهوم بنیادی کارل مارکس
«جانمایه اصلی و فوکال پوینت (هسته یا مرکز نظریات مارکس که تمام کوشش و جهتگیریهای فکری مارکس به آن معطوف است) مساله استثمار یا بهرهکشی طبقاتی میباشد. ازنظر مارکس استثمار یک مقوله فرازمانی و مکانی است، فقط در صورت تحقق اتوپیا یا مدینه فاضله از بین میرود حتی در دوره تحقق کامل سوسیالیسم استثمار وجود دارد. توضیح این موضوع هم توصیفی است وهم تکنیکال و فنی. مارکس استثمار را در قالب یک کلمه ( ارزش اضافی) بیان میکند. ارزش اضافی به لحاظ ظاهری یعنی مازاد تولید بر حداقل دستمزد و معیشت که آن را صاحبان سرمایه تملک میکنند اما این کلمه یا عبارت یک جهان معنی را در درون خود بازتولید میدارد.»
-
«در دنیای امروز، زبان، قلم و نیز لابیگری سیاسی برای یک مجموعه قومی، مذهبی و سیاسی بسیار تعیینکننده است و در اولویت نخست قرارداد. اگر یهود امروز در دنیا بهعنوان چهره مظلوم شناخته میشود، به دلیل، داشتن قدرت زبان، دستگاههای تبلیغاتی و نیز لابیگریهای این قوم در مجامع بینالمللی است. اسراییل علیرغم اینکه قتلعامهای مکرر در حق مردم فلسطین و لبنان (ازجمله در اردوگاه صبرا و شتیلا) انجام داد و تقریبا روزمره، جنایات بیشماری در حق فلسطینیان مرتکب میشود، ولی برعکس، در رسانههای قدرتمند دنیا از فلسطینیان بهعنوان گروه تروریستی یاد میشوند.»
-
تبلور مرگ خوب در شهادت امام حسین(ع)
«باری! امام حسین(ع) زندگی توام با عار و ننگ را نه برای خود و نه برای دیگران میپسندید. زیرا آن را منافی باکرامت و شرافت انسانی قلمداد میکرد. درواقع پیام سخنان امام حسین(ع) این است که همانطور که در اقتصاد خط فقر داریم در زندگی هم یک خط ذلت وجود دارد که زیستن زیر آن خط شایسته و درخور انسان نیست و چنین زندگی ارزش خود را از کف میدهد. مهمترین دغدغه امام حسین(ع) این بود که در جامعه که بیعدالتی از درودیوارش میبارد، تبعیض و نابرابری ساختاری شده است، افراد به نحو گسترده و سیستماتیک مورد ظلم قرار میگیرد و این ستمگری چنان نهادینهشده که دیگران هم پروای مظلومان را ندارند.»
-
اففانستان و تمایزسازی هویت و خشونت
«رفتار خشونتآمیز اقوام افغانستان علیه همدیگر، ریشه در یک تفکر دارد که آن تفکر، تفکر «تمایز سازی هویتی» است. این تفکر تفوق طلبانه و انحصارگرایانه همواره موجب خشونت و بهصورت کنش و واکنش و سبب نفی، تحقیر و تحریم میان اقوام افغانستان شده است. قوم حاکم که عمدتا پشتونها زمامدار امور کشور بودهاند، با نگاه انحصاری به این کشور، همواره رویکرد برتری جویانه و مالکانه داشتهاند. سهم گیری هویتهای قومی دیگر در امور سیاسی، اقتصادی و حتی علمی را احساس تجاوز به حریم و مالکیت خود پنداشته و با خشونت و بیرحمی کنار گذاشتهاند.»
-
افغانستان و ریشههای فکری و اجتماعی خشونت
«امروزه جریان خشونت را در دو سطح بینالمللی و داخلی کشورها مشاهده مینماییم. در سطح بینالمللی مناسبات خشونت در میان قطبهای اصلی قدرت بر سر هژمونی سیاسی و مدیریت نظام جهانی جریان دارد و در سطوح داخلی کشورها اقدام به عملکرد خشونتزا، از طرف شهروندان علیه دولت در راستای ظهور مطالبات سیاسی و آزادیهای مدنی و اصلاح ساختار سیاسی صورت میپذیرد و از طرف دولت هم برای براندازی زمینههای اعتراض و جلوگیری از افزایش مطالبات مدنی شهروندان سامانههای خشونت را فعال مینماید.»
-
نوید هدایت و فلاح انسانی در پرتو میلاد دو خورشید تابان رسالت و امامت
«انسان امروز باوجود پیشرفتهای شگرف در علوم تجربی و ابزارهای فناوری، بیش از هر زمان دیگر دچار خلای معنا، تنهایی و بحرانهای اخلاقی و روحی است. پیام میلاد دو خورشید تابان رسالت و امامت برای جهان امروز، بازگشت به خردورزی معنوی و احیای مکارم اخلاقی است. رستگاری حقیقی زمانی محقق میشود که علم با تعهد و اخلاق پیوند بخورد و پیشرفت مادی در خدمت کرامت و سعادت انسان قرار گیرد. تمسک به سیره نبوی که سراسر رحمت و هدایت است و پیروی از مشی جعفری (ع) که مظهر آزاداندیشی و ژرفنگری است، راهکاری بنیادین برای برونرفت از بحرانهای فکری و اخلاقی جهان معاصر به شمار میرود.»
-
سه پنجرهی نور؛ وداع زمانه با ندای آسمان
«اگر اینک با نگاهی ژرف به این سه فصلِ سوگ بنگریم، الگویی مشترک مییابیم که در عینِ پراکندگیِ زمان و مکان، در روحِ خود یکدست است. در هر سه، جسم فدیه شد تا معنا جاوید بماند؛ در هر سه، زهر یا بیماری و غربت، پردهای دیگری از این حقیقتِ هماره را گشود که ماندگارترین راهِ رساندنِ پیام، گذر از ورطه شهادت است. عصر جانشینی و امامت و ولایت، استمرار طبیعی رسالت و راهنمایی و هدایت است که زندگیِ هر مسلمانی، بر محورِ همین شاهراه هدایت میگردد.»
-
ژیوپلتیک دولایه شیعه، فرصتهای عینی و ملموس
«پدیدارشناسی ژیوپلتیک شیعه در جهان اسلام را نمیتوان تنها در سطح مناسبات رسمی دولتها، ایتلافهای منطقهای و رقابتهای امنیتی فهم کرد؛ بلکه این پدیده، دارای دولایهی همزمان و درهمتنیده است: لایهی نخست، لایهی فراملی و هویتی است که بر شبکههای مذهبی، فرهنگی، تاریخی و عاطفی میان جوامع شیعه در کشورهای مختلف استوار است؛ و لایهی دوم، لایهی ملی-دولتی است که در قالب منافع راهبردی، سیاست خارجی، امنیت مرزی و موازنهی قدرت تعریف میشود.»
-
سیاست علوی و سیاست اموی، مولفهها و پیامدها
«سرانجام ،در یک نگاه جامع و کلی، سیاست علوی و سیاست اموی دو راه متفاوت در فهم حکومتاند. سیاست علوی بر این اصل استوار است که قدرت باید در خدمت عدالت باشد؛ اما سیاست اموی نشان میدهد که اگر قدرت خود را هدف نهایی بداند، عدالت را قربانی خواهد کرد. یکی بر اخلاق، حق و کرامت انسانی تکیه دارد؛ دیگری بر مصلحت قدرت، برتریجویی و مهار مخالف. یکی حکومت را امانت میبیند؛ دیگری آن را غنیمت.! ازاینرو، مطالعهی این دو الگو صرفاً احساس نوستالژیک و بازگشت به گذشته نیست، بلکه تأملی جدی دربارهی امروز ماست.»
-
عاشورا انفجاری در تاریخ اسلام!
«ازاینرو میتوان ادعا کرد که رویداد عاشورا انفجار خشم و عصیان جریان محکوم و سرکوبشدهای اسلام بر اساس قرایت امت و امامت در برابر اسلام برساختهای دستگاه خلافت بود. البته از ناحیه جریان حاکم نیز انفجار اوج استبداد و خودکامگی و فساد سیاسی و انحطاط اخلاقی بود. تقابل و برخورد این دو جریان یادشده بعد از رحلت رسول اکرم (ص) آغاز و در دورههای مختلف با فرازوفرود ادامه داشت. تا زمان رخداد عاشورا این دو جریان، خصوصا از سوی جریان شیعی با تساهل و مدارا برخورد میشد. مثلا با اینکه حضرت علی (ع) خانهنشین و معترض روی دستگاه خلافت بود اما در زمانی که پای مصلحت کلان اسلام و مسلمین در میان بود با آنها مشاوره میداد.»
-
مدینه فاضله اسلامی(حکومت جهانی امام مهدی(عج))
«تساوی و برابری انسانی در جامعه مهدوی(عج): در حکومت جهانی آن حضرت، ظلم و ستم برانداخته شود، البته پس از سختیها و جنگها و در سراسر زمین عدل و داد بپا کند، هیچ جایی در زمین نماند مگر اینکه از برکت عدل و احسان او فیض برده و زنده شود، حتی جانوران و گیاهان نیز از این برکت و عدالت و داد و نیکویی بهرهمند گردند. امتیازات بهناحق را که عدهای به ناروا به خود اختصاص دادهاند را به صاحبان آن برگردانده و کسی را بر کسی امتیاز ندهد.»
-
لورن جیلا، برگردان اسدالله جعفری «پژمان»
خروج نظامیان آمریکایی و تخریب تجهیزات نظامی
«دهها هزار کانتینر فلزی به طول حدود 20 فوت با هواپیماهای C-17 و یا هم زمینی از طریق پاکستان و آسیای میانه حمل میشوند. در هفته گذشته،60 فروند هواپیمای C-17 همراه با تجهیزات، از افغانستان خارجشدهاند. مسوولان در مورد آنچه باقی میماند و آنچه میرود سری عمل میکنند. به گفتهی مقامات آمریکایی و غربی که نخواستند نامشان فاش شود تا آزادانه در مورد سربازان در حال عزیمت صحبت کنند، بیشتر آنچه به خانه حمل میشود تجهیزات حساسی نظامی است.»
-
مهزیار مهر آذین (کارشناس فقه اسلامی و پژوهشگر علوم انسانی)
نگاهی تازه به مبانی فلسفی اقتصاد اسلامی
«جا دارد این را بگویم که شاید ازنظر عدهای بحثهای فلسفی و هستی شناسانه در مسایل اقتصادی زاید باشد اما حقیقت آن است که علت آنکه تلاشهای زیاد از سوی باورمندان به نظامهای مختلف اقتصادی در جامعه ما هیچگاه تحقق نمییابد همین نداشتن پشتوانه و نقطه اتکا در فلسفه و فرهنگ و مغایر بودن به فلسفه موجود ما، که همان فلسفه صدرایی است، میباشد. بنابراین برای ایجاد یک نظام اقتصادی پویا و کارآمد و ماندگار و ریشهدار در فرهنگ و جامعه؛ داشتن یک نظام فلسفی قوی و غنی و قانعکننده، که نگاهی تازه به عالم و آدم دارد، ضروری است.»
-
«ریکا» و «سام» برای افغانستان؛ گامی در فراسوی توسعه!
«در نشست کابل، دولت افغانستان موفق شد تا شرکای خارجی و کمک دهندگان به کشور را متقاعد سازد تا بعدازاین کمکها را از طریق دولت افغانستان به مصرف برسانند. به این معنا که کمکها به خزانهی ملی افغانستان واریز میگردد و دولت افغانستان آن را در موردهای توافق شده با کشورهای کمک دهندهی بینالمللی، به مصرف میرساند. به قول وزیر مالیهی افغانستان، کشورهای کمک دهنده متعهد شدند تا 8 میلیارد از 16 میلیارد دالر را که برای افغانستان تا سال 2017 میلادی، تعهد کرده بودند، در اختیار دولت افغانستان قرار دهند تا از طریق بودجههای عادی و انکشافی افغانستان به مصرف برسد. این موفقیت بزرگی برای افغانستان میباشد.»
-
نقش کمکهای خارجی در توسعه کشورهای جهان سوم (با تاکید بر کشور افغانستان) بخش ۲
«نبود ظرفیت در نهادهای دولتی، فساد اداری، عدم هماهنگی میان دولت افغانستان و کشورهای کمککننده در عملی شدن پروژهها و چندین دست شدن قراردادها از علتهای عمدهای هستند که سبب شده است بخش زیادی از کمکهای جامعه جهانی در افغانستان حیفومیل شوند. شماری از کارشناسان اقتصاد و مسوولان اتاق تجارت و صنایع بر این باورند که بیشتر کمکهای جامعه جهانی از طریق اینجوها در بخشهای زیربناها، ساختمانسازی ، جادهسازی و دیگر پروژهها در افغانستان مصرفشدهاند.»
-
نقش کمکهای خارجی در توسعه کشورهای جهان سوم (با تاکید بر کشور افغانستان) بخش ۱
«معمولا دولتهای کمک دهنده با توجه به سیاستها و اهداف خود اقدام به کمک مینمایند و در این راستا انتخاب حمایت از کمکهای برنامهای و یا کمکهای پروژهای بستگی کامل به سیاستها و اهداف دولت کمک دهنده دارد. بهعنوانمثال در سیاست خارجی آمریکا که گسترش و استمرار نفوذ با ایجاد دولتهای وابسته همچنین ایجاد وابستگی در زمينههای سیاسی، اقتصادی و نظامی بهطورکلی مهم است، این دولت کمکهای برنامهای را ترجیح میدهد، زیرا از این طریق بهتر میتواند به اهداف خود دسترسی یابد.»
-
برنامه های دولت وحدت ملی و بودجهی سال 1394
«مرورکلی طرح سند بودجه سال 94 افغانستان، نشان میدهد که این بودجه تغییر چندانی با بودجهی سالهای گذشته ندارد. اماهدف بودجهی امسال دولت " بودجه موثر، شفاف و مبتنی بر اهداف و نتایج خوب برای منافع ملی ذکر شده است. در ابتدای این سندآمده است که طولانی شدن روند برگزاری انتخابات سال 93 ریاست جمهوری تاثیرات منفی برفعالیتهای اقتصادی داشته که پیامدآن 5 ملیارد دالر ضرراقتصادی به افغانستان بوده است».