روزنه
افغانستان کشوری است که از سه دهه بدین سو دچار بی ثباتی، نا امنی و جنگ های خونین بوده اند که این جنگها زیر نام جنگهای حزبی، قومی، مذهبی و زباني به وقوع پیوسته است، سه دهه جنگ در افغانستان موجب گرديد که بسياري از معادلات سياسي و نظامی برهم بخورد و اکثرکشورها نسبت به اين واقعه مهم واکنش نشان دهند. تند رویها، و سیاستهای خام گروههای حاکم که تناقض شدید با عقاید مردم افغانستان داشت، نیز باعث تقویت، و دوام آتش جنگ گردیده وحکومتهای چپ وراست کارکرد منفی از خود به جا گذاشته اند.
به خصوص با به قدرت رسیدن حکومت مجاهدین، افغانستان در منجلاب نا امنی فرو رفت جنگهای خونین تنظیمی، مذهبی، قومی و زباني، تمام هستی و زیر بنای کشور را نابود ساخت که در اثر این جنگها تعدادی زیادی از مردم افغانستان مجبور به ترک وطن گردیده وبه کشورهای همسایه ایران و پاکستان وسایر ممالک آواره شدند. به هرحال مهاجرت افغانستانيها سالیان دازی را در برگرفت، برای مهاجرین وکشورهای مهاجر پذیر باز خوردهای متفاوتی را داشته اند که از زوایای گوناگونی مورد برسی قرار گرفته و نیاز به بررسی بیشتر نیز وجود دارد.
یکی از مسايل مطرح، تاثیر و تاثرات اقتصادی طرفین است در موارد کشورهای مهاجر پذیر ادعای دارند که مهاجرین بار سنگین اقتصادی به گردن آنها است و مبلغ میلیاردها دالر برای آنها مصرف نموده است وصاحب نظران مهاجر بر عکس آمدن مهاجر را نه تنها بار سنگین اقتصادی بر گردهي کشورهای مهاجر پذیر نمیداند که وجود پناهجویان را وسیلهي برای آبادانی این کشورها و سبب رشد اقتصادی آنها به حساب میآورند. این نوشته بر آن است که این مساله را به صورت فشرده مورد تجزیه وتحلیل قراردهد.
تاريخچه مهاجرت افغانستانيها
مهاجرت افغانستانيها به خارج از کشور بيشتر متاثر از اوضاع سياسي افغانستان بوده است. هنوز تحقيقات علمي دقيق صورت نگرفته است که اولين بار افغانستانيها کي و برای چه به خارج از کشورشان مهاجرت کردند، البته بعضي از مورخين اولين مهاجرين افغاني را گروه کوچکي از افغانستانيها به استرليا گفته اند که گويا به دلايل غير سياسي به آنجا مهاجرت کردند و گفته مي شود که هنوز نسل آنها در استرليا باقي اند.
اما اولين مهاجرين سياسي کشور ما را مهاجرت هزاره ها پس از کشتار بيرحمانه توسط امير عبد الرحمان خان در آغاز دهه 1890 میلادی تشکيل مي دهد که بنا بر نقل کتاب سراج التواريخ % 62 جمعيت هزارهها از بين برده شد و همچنين به اجبار از مناطق زندگيشان آواره شدند و بسياری ازآنها به خارج از کشور فرار نمودند. در اين جنگ که ميتوان آنرا نسل کشي قلمداد نمود، دهها هزار هزاره به هندوستان، ايران و آسيای مرکزی مجبور به مهاجرت شدند که خاوريهای مشهد و هزارههای کويته از نسل همين مهاجران اند.
پس از نسل کشي هزارهها و مهاجرتشان به خارج از کشور، گسترده ترين مهاجرت افغانستانيها به خارج از کشور در قرن بيست با اشغال افغانستان توسط قوای اتحاد جماهير شوروی سابق در سال 1978 میلادی شروع شد که تا هنوز هم ادامه دارد.
اشغال نظامی کشور در شرایطی پیش آمد که دنیا بین دو قدرت متخاصم سیاسی، نظامی و اقتصادی تقسیم شده بود و جنگ سرد به شدت بین دو قدرت جهانی رقیب ادامه داشت؛ کودتای «هفت ثور» که از طرف روسها و هم پیمانانش حمایت و اکمال میشد، معادله سیاسی و نظامی را در جهان و منطقه به نفع اردوگاه مارکسیسم تغییر داده بود و این رخداد عظیم سیاسی و نظامی جهان «اروپای غربی، ایالات متحده امریکا، چین، کشورهای اسلامی و به ویژه همسایگان افغانستان: ایران و پاکستان» را به شدت نگران و مضطرب نموده وادار به عکس العمل سیاسی و نظامی نمود.
گذشتهها را نباید فراموش کرد؛ در آن شرایط موج و بازتاب این انفجار سیاسی و نظامی بیش از همه ایران و پاکستان را به عنوان دو کشور همسایه تحت تاثیر قرار داد. چرا که در ایران گروههای پرنفوذ چپ همانند حزب کارکشته توده و فداییان خلق و مجاهدین خلق و... که با حکومت کودتایی افغانستان و اتحاد جماهیر شوروی وقت قرابت ایديولوژیکی و وابستگی سیاسی داشتند؛ برای حکومت نوپای ایران تهدیدی جدی به حساب میآمدند و همچنین پاکستانیها امنیت ملی خود را در خطر جدی میدانستند چون خط دیورند و استرداد سرزمینهای تاریخی افغانستان به افغانستان برای ناامن کردن پاکستان در نوک پیکان این موج قرار داشت.
به هر حال در این شرایط پر التهاب و پر اضطراب بین المللی ملت شجاع افغانستان برای حفظ استقلال و تمامیت ارزی کشور ودفاع از دین و آیین خود دست به قیام تاریخی و فراموش ناشدنی زدند؛ دنیا که در انتظار چنین قیام تحسین برانگیز بود برای حفظ تعادل قوا و مقابله کردن با این هجوم، جهاد و قیام مسلحانه ملت افغانستان را حمایت همه جانبه سیاسی، نظامی و اقتصادی کرد و بدین ترتیب افغانستان به یک کانون خونین و بحرانی جهانی و بین المللی تبدیل شد و آتش جنگ سراسر افغانستان را فرا گرفت و امنیت و آرامش از زندگی مردم در جای جای افغانستان سلب شد و ادامه حیات و زندگی شرافتمندانه که حق هر انسان است؛ مورد خطر قرار گرفت و بخشی از مردم افغانستان با درد واندوه فروان خانه و کاشانه و وطن محبوب خود را جبرا ترک نمودند و آواره دیار غربت شدند.
نهاد بین المللی سازمان ملل متحد به حیث حامی و مدافع حقوق انسانی، به نمایندگی از کشورهای جهان برای جلوگیری از یک فاجعه انسانی از کشورهای همسایهی پناهنده پذیر خواست تا مرزهایش را به روی مهاجرین افغانستان باز نمایند و پذیرای آنها در خاک خود باشند. بنابراین نزدیک به سه دهه قبل پدیده مهاجرت که معلول عدم امنیت جانی و شرایط بحرانی است؛ بین کشورهای پناهنده پذیر و مهاجرین افغانی، تحت حمایت و نظارت سازمان ملل متحد شکل گرفت و تا کنون ادامه دارد.
دلایل عمده مهاجرت به کشور های همسایه
مهاجرت افغانیها به دلایلی چون تصفیه فیزیکی مراکز دولتی و آموزش عالی از مخالفان، اصلاحات انقلابی برای تغییر زیرساختهای اجتماعی، شروع جنگ داخلی، سربازگیری اجباری، بمباران و قتل غیر نظامیان، نقض حقوق بشر، انهدام مراکز اقتصادی، مداخله شوروی و مقاومت منفی و پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و شعار امت واحد اسلامی صورت گرفته است.
مقصد مهاجران افغانی به کشورهای همسایه به خصوص ایران و پاکستان بود در واقع درصد بیشتر مهاجران افغانی توسط کشورهای ایران و پاکستان پذیرفته شده اند. که این امر به دلایلی از جمله:
1- وجود مرز طولانی
2- اشتراک مذهبی و دینی بین مردم این دو کشور با مردم افغانستان
3- مخالفت هر دو کشور با استقرار نظام کمونیستی و پشتیبانی از مجاهدین افغانی و نهضت مقاومت
4- قرابت فرهنگی و زبانی بین گروههای مهاجر با این دوکشور و امکان بازگشت سریع به وطن در صورت مساعد شدن شرایط و... نام برد.
محاسبات اقتصادی تک بعدی
متاسفانه در رسانههای کشورهای میزبان صرفا تاثیر کشور مهاجر پذیر بر مهاجرین مورد بحث قرار میگیرد و از تاثیرات مثبت مهاجرین بر کشورهای مهاجر پذیر گفتگوی به میان نمیآید، یا فقط تاثیرات منفی مهاجران برکشورهای مهاجر پذیر را مورد توجه قرار میدهند و این مساله تاحدودی از مظلومیت مهاجرین در این کشورها نیز حکایت میکند واین نگرش افکار عامه مردم این کشورها را به سمت یک درک نا درست از مهاجرین سوق میدهد که به نوعی سبب دشمنی پنهانی میشود.
به بیان دیگر کشورهای پناهنده پذیر با قضیه مهاجرت در محاسبات خود یک بعدی برخورد نموده و آن را از دیگر پیامدها، تبعات و نتایج آن جدا ارزیابی میکنند. و تنها زیان اقتصادی آن را برجسته میسازند در این رابطه از مصرف خدمات يارانهيي و اشغال بازار کار و تراکم جمعیت شهرها و فشار روی فضای آموزشی نام میبرند و لیستهای بلند بالا و ارقام نجومی را یک جانبه ارايه میدهند. از جمله در تابستان سال 1385 وزیر داخله ایران آقای پورمحمدی که از اخراج مهاجرین صحبت میکرد گفت که مهاجرین افغانی در سال 5 - 6 میلیارد دالر برای ایران زیان اقتصادی دارند.1
این نوع ارقام هرازگاهی از طرف مقامات جمهوری اسلامی ایران داده میشود. بر فرض اعتبار و صحت این لیست و ارقام، این نوع محاسبه و ارزیابی تجرید پدیده مهاجرت از شرایط تاریخی و منافع سیاسی و نظامی و اقتصادی و وظایف اخلاقی و دینی و مسوولیتهای بین المللی آن است، نتیجه و بازتاب منطقی این نوع دید و نظر این میشود که تعدادی از افغانستانيها به علاقه و میل خود در هوای زندگی بهتر، وطن خود را ترک کرده و به ایران آمده اند و در اینجا هم هیچ نقش مثبتی ندارند و خسارات هنگفت اقتصادی را بر ایران تحمیل کرده اند که این قضاوتی دور از انصاف و واقیعت است.
ضمن تقدیر از کشورهای همسایه «ایران و پاکستان» که در سخت ترین دوران حیات سیاسی تاریخ افغانستان تعدادي از آوارگان و مهاجرین افغانستان را در خاک خود پذیرفتند و این بار عظیم مسوولیت را به دوش کشیدند.
به نظر میرسد واقعیت این است که پدیده مهاجرت و آوارگان افغانستان درضمن ضررهای که کشور مهاجر پذیر آن را بر می شمارند؛ دارای منافع و فواید زیاد سیاسی و اقتصادی برای آنها بوده است که باید مورد غور و بررسی قرار گیرد. از نظر اقتصادی حضور فعال وسختکوش نیروی کار مهاجرین در اقتصاد و آباد سازی ایران نقش بسیار مثبت و موثری داشته است چون مشاغلی که اتباع افغانی در آنها فعال هستند و از آن طریق امرار معاش میکنند مشاغل اکثرا تولیدی است که به دلیل نیروی کار ارزان اتباع افغانستان، محصولات آن بسیار ارزان در بازار مصرف عرضه میشوند. تا جایی که معلومات نشان میدهد مشاغلی که مهاجرین از آن نان بخور و نمیری پیدا میکنند از قرار ذیل هستند:
1- خشت مالی و آجرپزی. 2- سنگ بری. 3- ساختمان سازی. 4- کشاورزی. 5- سبزیکاری. 6- باغداری. 7- گله داری «چوپانی» . 8- گاوداری. 9- مرغداری. 10- کانال کنی. 11- خیاطی. 12- پسته شکنی. 13- گل پاکی. 14- پنبه چینی « پخته چینی». 15- موزاییک سازی. 16- قالین بافی. 17- قالین شویی. 18- پشم ریسی. 19- کرک پاکی. 20- کار گچ وآهگ. 21- کفاشی و دیگر کارهای شاقه و بسیار سخت که با مزد بسیار کم و کار بالا بدون حق بیمه و بازنشستگی انجام میدهند.2
در اقلام فوق که افغانی سختکوش و کم توقع نقش ایفا میکند در اقتصاد ایران دارای سود آوری کلان است و نقش ضد تورمی دارند و قدرت خرید را در بازار اقتصاد ایران بالا میبرد و برای اتباع ایران ایجاد شغل میکند و درآمد اصلی نصیب اتباع ایرانی میشود. نصیب کارگر افغانی فقط مزد کم و لقمه نانی است که بخورد تا نمیرد و سپس مشغول همان کارها شود. حضور اتباع افغانی اگر ازاقلام فوق الذکر حذف شود اکثر آنها یا تعطیل میشوند یا با قیمت بسیار بالا در بازار عرضه میشوند. از باب نمونه درسال1387 دولت از کارخانه داران کارخانههای سنگ بری خواست که کارگران افغانی را از کارخانه های سنگبری اخراج نمایند و کارگران ایرانی را جایگزین کنند. جواب کارخانه داران در برابر این خواست دولت این بود:
اگر کارگران افغانی در کارخانههای سنگبری کار نکنند ادامه کار سنگبری برای ما فایدهی ندارد و باید کارخانهها را تعطیل نماییم چون کارگر افغانی با کار بالا و با کیفیت با مزد بسیار کم و بدون حق بیمه کارخانههای سنگبری را می چرخانند و کارگران ایرانی با این مزد کم توانایی جایگزینی کارگران افغانی را ندارند ؛ علاوه بر آن مطالباتی از قبیل بیمه کارگری و حق بازنشستگی ندارند. همین طور در تمام معاملات ومعادلات که یکی از طرفین مهاجر افغانی باشد، سود از آن اتباع ایرانی است.
سالهای اول مهاجرت، اتباع ایرانی احساس میکردند که حضور مهاجرین در ایران برضرر آنهاست ولی به مرور زمان به نقش مثبت، سازنده و پرسود آنان پی بردند و دریافتند که مهاجرین افغانی مردمان سخت کوش، پرتلاش، امانت دار، ودارای سلامت اخلاقی، بی ضرر و سربه زیری هستند به همین خاطر به آنها با دید مثبت مینگرند. لازم به ذکر است که تعدادی از جنایت کاران و متخلفین اتباع افغانی که با شرکای ایرانی خود، دست به اعمال ضد انسانی و ضد اخلاقی و جنایی میزنند که قبل از پدیده مهاجرت و جود داشته و بعد از ختم آن هم وجود خواهند داشت، ربطی به مهاجرین ندارند وحساب آنها جدا است.
این مطلب قابل یادآوری است که مقامات دولت جمهوری اسلامی ایران از اشغال صدها هزار فرصت شغلی توسط اتباع افغانی سخن میرانند باید روشن شود فرصتهای کاری اشغال شده کدام اند ؟ و افراد بی کار ایرانی دنبال چه نوع کاری هستند؟ چنین به نظرمیرسد که افراد بی کار جامعه باسواد و اکثرا با تحصیلات عالیه و دارای رفاه نسبی دنبال مشاغل و کارهای «خشت مالی، آجرپزی، کانال کنی، پشم ریسی و...» اتباع افغانی نیستند و در خور شان خود نمیدانند . مثلا یک لیسانسه بیکار ایرانی حاضر نمیشود کارهایی را که گفته میشود افغانی اشغال کرده است؛ انجام دهد بلکه مفهوم کار و شغل از نظر بیکار تحصیل کرده ایرانی چیز دیگری است نه مشاغل سخت و طاقت فرسای یک مهاجر افغانی.
اگر با دید منصفانه و واقع گرایانه به قضیه نظر اندازیم حقیقت امر این است که ایران بعد از انقلاب و در حال جنگ و رو به انکشاف و توسعه با توجه به پولهای کلانی که از بلند رفتن قیمت نفت به علت بحران سیاسی و نظامی در حوزه خلیج فارس نصیب ایران شد که باید برای آبادانی و رشد ایران خرج میشد، به یک نیروی کاری عظیم نیاز مبرم داشت که این جایگاه و خلا را در مدت سه دهه نیروی کاری مهاجر افغانستانی با محنت و منت، مجانی پرکرد و برای ساخت و ساز و رشد و توسعهی ایران فعلی نقش برجسته و انکار ناپذیری ایفا نموده است و جایی از آبادانی پیدا نمیشود که دست پر آبله و پینه بسته مهاجر افغانی به آن نخورده باشد. این حقیقت آشکارا قابل انکار نیست و همانند آفتابی است که با دو انگشت پنهان نمی شود.
بنابراین زیانها و مصارفی که برشمرده میشوند درمقابل این نقش عظیم اقتصادی و آبادانی چیزی بسیار اندک است. در حقیقت مهاجر افغانی در این قضیه نفع اقتصادی نداشته چون بعد از سه دهه کار و تلاش شبانه روزی زن ومرد سطح زندگی آنان، زیر خط فقر را نشان میدهد و هیچ ذخیره و پس اندازی برای فردای خود ندارند و تقریبا 95 فی صد آنان اگر حمایت سازمان ملل نباشد مصرف برگشت به وطن خود را ندارند یعنی اینکه مهاجرین فقط برای نان شبانه روزی خود در ایران کار کردند و ایران برای مهاجر افغانی بیشترمنفعت امنیتی دارد تا اقتصادی. افغانی که امنیت و آرامش را در وطن از دست داده به ایران و پاکستان برای حفظ جان و ناموس خود پناه آورده است.
علاوه بر نقش اقتصادی و عمرانی مهاجرین افغانی ، بخشهای مختلف سازمان ملل متحد و سازمانهای خیریه جهانی کمکهای مالی قابل ملاحظهی به دولتهای ایران و پاکستان کرده اند که باید در محاسبات آورده شوند تا میزان و اندازه سود و زیان مشخص شود.
چنانکه ذکرشد از نظر سیاسی دولت های ایران و پاکستان از قضایا و رخدادهای سیاسی و نظامی افغانستان که از بحران خیز ترین کانونهای بحران جهانی در طول سه دهه بوده است ، منفعتهای زیاد سیاسی به دست آورده اند زیرا آن دو کشور به حیث همسایه و در خط مقدم کانون بحران و حامی جهاد و مهاجر پذیر، مورد توجه و حمایت جامعه بین المللی و کشورهای اسلامی بوده اند و خاصتا به خاطر حضور گسترده مهاجرین در آن دو کشور، همواره مجامع بین المللی و سازمان ملل متحد و کشورهای اسلامی از آن کشورها تمجید به عمل آورده اند که خود باعث بلند رفتن وجهه، حیثیت و اعتبارسیاسی آنها در عرصه بین المللی شده است.
حضور مهاجرین در خاک پاکستان و ایران موقعیت سیاسی آن دو کشور را در معادلات سیاسی استحکام بخشیده است به طوری که درتمام اجلاس و تصمیماتی که در مورد افغانستان اتخاذ میشود؛ حضور آن دو کشور را لازم و انکارناپذیر ساخته است و همچنین حضور مهاجرین در آن دو کشور برای آنها فرصتهای زیادی را ایجاد کرده است که موقعیت سیاسی وفرهنگی خود را در افغانستان تثبیت کنند و در روند حوادث افغانستان اعمال نفوذ نمایند و به عنوان دو طرف اصلی در معادلات سیاسی افغانستان مطرح شوند .
متاسفانه تاکنون حقوق اساسي مهاجرين افغانستان در خارج از کشور نقض گرديده است. در زمان حاکميت رژيم طرفدار اتحاد جماهيری شوری سابق، يکي از انگيزههای مهم مهاجرت مردم ما، مخالفت با دولت حاکم و اشغال افغانستان توسط قوای شوروی بود. لذا دولت افغانستان نميتوانست و يا نميخواست از حقوق مهاجران افغاني در خارج از کشور حمايت کند و همچنين گروههای مجاهدين که مخالف دولت بودند و از ميان مهاجرين تشکيل يافته بودند، بدليل وابستگي شان به کشورهای مقيم، نميتوانستند از حقوق مهاجرين دفاع کنند. لذا مهاجرين مظلوم ما در خارج از کشور که اغلب در ايران و پاکستان بسر مي بردند حقوق انساني شان نقض ميگرديد و با آنها رفتار غير اسلامي و انساني صورت ميگرفت.
بدین ترتیب پدیده مهاجرت علاوه بر مسئولیتهای دینی و اخلاقی و تکالیف انسانی و بین المللی، این منفعتهای اقتصادی و سیاسی نیز را داشته است. گرچند به این حرف کسی گوش نمیدهد و این نقش بزرگ مهاجرین را کتمان میکنند ؛ از طرفی در این دنیای معامله و محاسبه «مهاجر خانه به دوش، خسته، تنها، تاجایی ناآشنا باظرفیت های حقوقی و نقش آفرینی اش، ناهماهنگ و بدون کدام تشکل حقوقی که از حقوق آنها دفاع کند.
به قول معروف که نه دستش در آسمان و نه پایش در زمین بند است، معلق در هوا » در موقعیتی نیست که در معادلات و محاسبات و مناسبات شرط تعیین کند و از موقیعت خود دفاع کند و تمام شرایط را یک جانبه میزبانان تعیین میکنند، هم قیچی و هم ريش در دست آنهاست و جواب آنها در برابر این تحلیل و ارزیابی از حضور مهاجرین در آن کشورها این خواهد بود:
برادر و خواهر افغانی ! نه نقش اقتصادی تان را کار داریم و نه منفعت سیاسی تان را؛ دست از سرما بردارید و هرچه زود تر کشور ما را ترک کنید. تا هنوز که شما را در کشور خود جای دادیم به خاطر رافت اسلامی و روحیه مهمان پذیری و سخاوتمندانه ما بوده است.
جوابی که آواره مضطر و گرفتار افغانی از آن در هراس است چون وطن، خانه،کاشانه و امنیت خود را به خاطر اسلام و مداخلات و رقابتهای کشورهای دور و نزديك و ابرقدرتها از دست داده است و فعلا هم بحران جنگ و عملیات انتحاری و بیکاری و... زندگی در افغانستان را غیر قابل تحمل کرده است.
به هرحال تذکر این نکته لازم است که مجامع بین المللی و کشورهای جهان و اسلامی و خاصتا دولتهای همسایه، شرایط سه دهه قبل را به یاد آورند که بعد از کودتای هفت ثور تا خروج روسها از افغانستان تا سقوط دولت نجیب الله، اتحاد جماهیر شوروی و هم پیمانانش و ایالات متحده امریکا با متحدینش و کشورهای عربی و ... در افغانستان همه نوع دخالت کردند و افغانستان را میدان رقابت و زورآزمایی خود قرار دادند.
در اثر همین دخالتها و رقابتها افغانستان به صحنه تنازعات آنان تبدیل شد بعد از خروج روسها و اتمام جنگ سرد دنیا افغانستان را رها کرد و افغانی خانه به دوش و وطن ویرانه آن را تنها گذاشت و رفت.
دید واقع بینانه
امروزه در تعاملات سياسي كشورها، آنچه مهم است، منافع طرفين به خصوص منافع اقتصادي است كه خواه ناخواه بايد در ادامه روابط، لحاظ شود. حال بايد ديد كشورهای همسایه كه نزديك به سي سال ميزبان مهاجرين افغانستان بوده است، چه منافع اقتصادي و سياسي ـ جداي از مسايل انساني ـ را در پهن نمودن سفره پذيرايي از چند ميليون مهمان خويش داشته است ،گرچه موارداز آن ذکر شد، ولی به طور گذرا به چند نكته اشاره می شود:
استفاده از نيروي كار پرتلاش ، زحمتكش، باصداقت وكم توقع افغاني
در اين سه دهه شايد كمتر ايراني (به خصوص ولايات مركزي و شرقي ايران) را پيدا كرد كه ساختمان هاي آنها توسط كارگران افغاني ، آباد نشده باشد. در اين قسمت بهترين جملاتي كه بتوان با آن حق مطلب را ادا كرد مثنوي بازگشت شاعر خوب كشور ما« محمد كاظم كاظمي» مي باشد كه در بيتي از آن مي خوانيم:
به هر چه آينه تصويري از شكست من است
به سنگ سنگ بناها نشان دست من است.
گرچند حضور كارگران و مهاجرين افغاني در ايران ، همواره ، موجب نارضايتي طبقه كارگر ايراني بوده و بارها آنها خواهان برخورد جدي دولت با معضل بيكاري شدهاند، اما دولت و شركت هاي خصوصي در ايران از حضور مهاجرين افغاني نهايت استفاده اقتصادي را برده است تا آنجايي كه يك سال پيش كه يكي از روزنامههاي ايران با اعتراف به اين واقعيت تحت عنوان «سازندگان ايران، اما بي نام و نشان» اين موضوع را مورد ارزيابي قرار داد.
شركت هاي خصوصي چند هدف را از به كارگيري كارگران مهاجر دنبال ميكند:
الف) چنانچه اشاره شد اين كارگران، بيشترين كار را در برابر كمترين و يا متوسط ترين هزينه ، انجام ميدهند در حالي كه نه بيمه كارگري دارند ونه بيمه هاي ديگر.
ب) به موقع سر كار حضور دارند و تا پايان وقت حتي وقت هاي اضافي بدون نق زدن ، كار مي كنند و اين موضوع ، پيشبرد كار را سرعت مي بخشد .به اعتراف کار فرمایان ایرانی موارد زیادی پیش آمده که کاری به اتباع ایرانی سپرده شده،آنقدر کاررا معطل نموده که در نهایت مجبور شده از کارگران افغانی استفاده نمایند.
ج) از آنجا كه اين كارگران ، از لحاظ روحي و اجتماعي در سطح پايينتر از كارفرما بوده و از سوي ديگر با مراجع قانوني آشنايي ندارند و يا اصلاً اين مراجعات را از اول منتفي مي دانند ، بسياري از كارفرماها با ارايه چك مدت دار ، از تله در رفته و ماه ها بر دستمزد كارگران بي زبان افغاني كار و تجارت مي كنند. اين ، در حالي است كه برخي از كارفرمایان ميليون ها تومان دستمزد كارگران را در پايان كار انكار نموده و يا فرار مي كنند.
استخدام اين كارگران براي كارهاي شاقه
كمتر سنگبري، گاوداري، جاروكشي خيابان ها و... را ميتوان ديد كه كارگران ايراني در آنها حضور داشته باشند و اين چرخه هاي اقتصادي را زور بازوي كارگران افغاني به پيش ميبرند .
استفاده از كمك سازمان ملل
سازمان ملل متحد از ابتداي مهاجرت افغانستانيها به ايران تا اكنون به جمهوري اسلامي ،جهت پذيرايي از دو ميليون و اندي مهاجر ، ميليون ها دلار كمك نموده است . اما رسانه هاي ومقامات جمهوري اسلامي هيچگاه از اين كمك ها يادنكرده وميزان سالانه آن را مشخص نكرده اند.
اين در حالي است كه يك دهم از اين كمك ها هم به مهاجرين نرسيده و يا صرف اشتغال زايي دولت ميزبان شده است .
مثلاً تمامي مهاجرين با دسترنج خود ، امرار معاش نموده و از منازل رهني ، اجاره اي و اتاق هاي كارگري استفاده كرده ، هيچ بار سنگيني روي دوش دولت ايران نبوده اند . تنها فاكتوري كه دولت ايران در برابر مهاجرين و گرفتن كمك هاي سازمان ملل ارايه مي كند ، آموزش فرزندان مهاجر در مدارس دولتي تا مقطع دبيرستان وتعداد اندكي هم در دانشگاهها است كه اين هم در سالهاي اخير عمدتاً ، پولي شده است .
گرفتن پول از مهاجرين به بهانه هاي مختلف
چنانچه اشاره شد، مهاجرين اين طور هم نيستند كه مفت و مجاني خدمات اجتماعي، آموزشي و صحي براي آنها ارايه شود. مقامات مربوطه، جهت اطلاع رساني درست، بايد بگويند كه از هر مهاجر براي تمديد ششماهه برگه اقامت شان حدود 40 هزار تومان دريافت ميگردد
(که البته این رقم در شهرهای ایران با توجه به خواست شوراهای شهر متفاوت است) كه در مجموع با فرض بودن يك ميليون مهاجر قانوني، آنها سالانه تا سقف 43 ميليون دلار تنها بابت تعويض برگه اقامت خويش براي دولت پرداخت ميكنند.
و در این اواخر میگویند برای تعویض پروانه کار هرنفر باید مبلغ3700000 ریال بپردازد که این واقعا در توان مهاجر که کار شاقه هم گیرشان نمیآید امری مشکل است و خیلیها توان پرداخت چنین مبلغی راندارد.
صدور صدها ويزا در روز
اين موضوع كه در دو سه سال اخير به وجود آمده، روزانه تا مرز 100هزار دلار براي نمايندگاهي جمهوري اسلامي درآمد داشته است. بر اساس گزارش شاهدان عيني هر يكي از نمايندگي ايران در هرات، قندهار، كابل و مزار شريف روزانه 200 تا 600 صد نفر متقاضي سفر به ايران جهت زيارت، درمان، تجارت، سياحت و پيگيري مسايل حقوقي را ويزا ميدهند.
حال، اگر رقم حداقل، همان 200 نفر را براي هر نمايندگي در نظر بگيريم، روزانه 800 صد نفر ويزا گرفته و هر كدام در برابر هر ويزا ،100 دلار پرداخت ميكنندكه در نتيجه، روزانه80 هزار دلار در آمد را براي ايران ، قطعي ميكند. لازم به ياد آوري است كه رقم ياد شده (80 هزار دلار در روز ) در هر ماه ( با محاسبه پنج روز تعطيلي - 25 روز) به دو ميليون دلار خواهد رسيد كه اين مبلغ درسه فصل سال ـ جز ايام زمستان ـ به 18 ميليون دلارصعود خواهد كرد.
و در داخل ايران نيز همين تعداد هشت صد نفر از سر مرز تا تهران (بدون در نظر داشت ولايات ديگر) مثلاً اگر حداقل30 هزار تومان معادل 35 دلار را مصرف كند ، روزانه 28 هزار دلار و در سال به هشت ميليون و چهارصد هزار دلار مي رسد كه در مجموع سالانه 32 ميليون و چهارصد هزار دلار نصيب ايران خواهد شد.
اخراج اجباري به بهانه مهاجرين غير قانوني
دولت ايران خود هر قانوني را طبق اقتضاي زمان نسبت به مهاجرين، صادر نموده، همان را به مرحله اجرا در می آورد. از همين روست كه خود ميداند، روزانه هشت صد نفر وارد ايران شده و از اين تعداد به طور مسلم، تعدادي به خاطر گزراندن مدت درمان، پيگيري مسايل حقوقي و... در وقت قانوني 45 روز بر نميگردد. لذا بعد از مدتي در جستجوي اين افراد برآمده وآن ها را رد مرز ميكند. چنانچه در اوايل سال 1388 تنها از اردوگاه « عسكرآباد» ورامين در طي يك هفته شش صد نفر رد مرز ميشوند. اگر اين وضعيت را در سراسر ايران در نظر بگيريم.
شايد تعداد اخراج شدگان اجباري در هفته به مرز1000 نفر برسد. البته، اين در حالي است كه هزينه اين رد مرزكردن (يعني از هر نفر حدود 30 هزار تومان ودر كل 30 ميليون تومان، معادل32600 دلار) را از خود آنها ميگيرند.
نكته لازم به ياد آوري ديگر اين كه درمعرفي مهاجرين غير قانوني نيز قرايتهاي مختلفي وجود دارد. برخي، افراد فاقد مدرك طرح شناسايي سال 1380 و برخي بنا بر يك ادعاي ديگر حدود800 هزار فرزند متولد شده از ازدواج افغاني ها با همسران ايراني شان را نيز مهاجرين غير قانوني به شمار آورده اند.3
بازگشت مهاجرين و تاثيرات آن بر اقتصاد كشور
نکتهيی آخری که در این نوشته در خور توجه است اینکه بازگشت يكبارهي چند ميليون مهاجري كه سالهاي متوالي در كشوري ديگر زندگي كردهاند، تاثيرات خاص خودش را خواهد گذاشت كه از آن جمله تاثيرات اقتصادي است.
تاثيرات اقتصادي بازگشت را، از دو نگاه ميتوان مورد تحليل قرار داد: يكي نگاه منفيگرايانه، به اين معنا كه بازگشت تاثيرات اقتصادي منفي را براي كشور به دنبال دارد. ديگري؛ نگاه خوشبينانه به پيامدهاي اقتصادي بازگشت و مثبت ارزيابي نمودن آن.
الف) در ارتباط با نگاه منفی گرایانه، چند نكته را ميتوان مطرح نمود:
1- افغانستان كشوري است كه به دليل سالها جنگهاي متوالي ويرانگر، تمام زيرساختهاي اساسي اقتصاد خودش را از دست داده است و از اين نظر در وضعيتي بسيار دشواري قرار دارد؛ اگر به اين قضيه، ورود چند ميليون مهاجر آنهم با توان مالي بسيار ضعيف به گونهاي كه اكثر آنها نياز به كمكهاي فوري مالي براي ادامه زندگي دارند، افزوده شود به طور مسلم وضعيت اقتصادي كشور بدتر از پيش خواهد شد. بنابراين تاثيرات اقتصادي بازگشت منفي و به ضرر اقتصاد كشور خواهد بود.
2- اگر نكته اول را بيشتر بشكافيم، روشن ميشود كه بازگشت دفعي مهاجرين، دولت نسبتا نوپاي افغانستان را با چالشهاي جديد اقتصادي روبرو خواهد نمود؛ افزوده شدن تعداد بيكاران، بحران مسكن و سرپناه، بهداشت و درمان، امرار معاش و قوت روزانه از مهمترين چالشهاي اقتصادي فراروي دولت است كه بعد از بازگشت مهاجرين شدت بيشتري خواهد يافت. پس بدون شك تاثيرات اقتصادي بازگشت منفي خواهد بود.
ب) درباره نگاه مثبت به بازگشت مهاجرین نيز چند نكته قابل ارزيابي است:
1- باز گشت مهاجرين به كشور، كمكهاي بين المللي بيشتري را متوجه ميسازد. اين مسأله به سهم خود ميتواند به بهبود وضعيت اقتصادي كشور كمك نمايد.
2- مهاجرين داراي انگيزههاي بالاي اقتصادياند؛ بنابراين ورود آنها به كشور موجب رونق يافتن فعاليتهاي گوناگون اقتصادي ميشود و اين امر به رشد اقتصاد كشور كمك ميكند.
3- در ميان مهاجرين نيروهاي متخصص كاري در عرصههاي مختلف صنعتي و توليدي وجود دارند كه استخدام و جذب آنها به بازار كار كشور، رشد چشمگيري به اين بخش خواهد داد.
4- مهاجرين در كشوري زندگي كردهاند كه مردم آن از نظر رفاهي در سطح بالاتري نسبت به مردم افغانستان قرار داشتند و مهاجرين نيز از رفاه نسبي برخوردار بودند.
وقتي آنان به كشور برگردند به سطح زندگي فعلي مردم افغانستان از نظر رفاهي، اكتفا نخواهند كرد و به دنبال به دست آوردن رفاه بيشتر خواهند بود. اين هدف آنان را به تكاپو و تلاش وا ميدارد و نتيجه اين تلاش به طور قطع، به نفع اقتصاد كشور است.
5- مهاجرين به دليل سالها زندگي در كشور بيگانه، رنجها و زحمتهاي فراواني را تحمل كردهاند و انواع تحقير، توهين، و حرمت شكني را تجربه نمودهاند. اين قضيه دلبستگي آنان را به كشورشان شدت بخشيده و باعث ميشود كه وقتي آنها به كشور برگردند، با دلگرمي بسيار زياد دست به فعاليتهاي گوناگون در راستاي خدمت به كشور بزنند و يكي از اين فعاليتها، فعاليت اقتصادي خواهد بود.
6- بعضي از مهاجرين از توان مالي مناسبي برخوردارند و به فعاليتهايي مانند تجارت و توليد مشغولند، بعد از بازگشت نيز آنها سعي خواهند نمود كه اين حرفه را در كشور خود ادامه دهند، اين مسأله بدون شك ميتواند كمكي باشد براي شكوفايي اقتصاد كشور.
اين موارد حاكي از آن است كه بازگشت مهاجرين تاثيرات اقتصادي مثبتي را در پي خواهد داشت، تاثيراتي كه به اقتصاد نيمه جان كشور، حيات تازهاي ميبخشد.
فرجام سخن
واقعيت اينست كه بازگشت مهاجرين ميتواند به يك معنا تاثيرات منفي اقتصادي براي كشور در پي داشته باشد و به معناي ديگر تاثيرات مثبت. با توجه به وضعيت نابسامان اقتصاد كشور و هم چنين پائين بودن توان اقتصادي مهاجريني كه از ايران باز ميگردند، در كوتاه مدت نگاه اول به حقيقت نزديكتر به نظر ميرسد، زيرا بديهي است كشوري كه به دليل تحمل سالها جنگ و بدبختي تمام زير بناهاي اقتصادي خود را از دست داده، با افزوده شدن چند ميليون جمعيت مصرف كننده كه نياز شديد و فوري به مسكن و سرپناه و شغل و ديگر مايحتاج زندگي دارند، نه تنها مشكلي از مشكلات اقتصادي آن حل نميشود بلكه وخامت اوضاع دوچندان ميگردد. بنابراين اگر تاثيرات بازگشت را در كوتاه مدت مورد ارزيابي قرار دهيم، نگاه اول يعني منفي بودن تاثيرات اقتصادي بازگشت، به واقعيت نزديكتر است.
اما در دراز مدت اين وضعيت متفاوت ميشود و نگاه دوم منطقي به نظر ميرسد، زيرا همان گونه كه در توجيه نگاه دوم اشاره شد، مهاجرين به دليل تحمل سالها رنج، محروميت، فقر و بدبختي، با انگيزههاي كاري بسيار قوي وارد كشور ميشوند و از پتانسيلهاي خوبي براي فعاليتهاي مختلف به ويژه فعاليتهاي اقتصادي برخوردارند. اين انگيزههاي بالا ميتواند به رونق يافتن فعاليتهاي اقتصادي در كشور كمك شاياني نمايد.
تصوركنيد بسياري از مهاجرين، كساني هستند كه سالها حسرت كارهاي توليدي، تجارت و ديگر فعاليتهاي اقتصادي را ميخوردند؛ اما شرايط موجود در كشور ميزبان اجازه چنين كارهايي را به آنان نميداد، اين افراد وقتي به كشور باز ميگردند بيش از هر چيز به دنبال برآورده ساختن آرزوي ديرينهشان كه سالها حسرت آن را خوردهاند، خواهند بود.
برخي از مهاجرين هم كساني بودند كه با عبور از فيلترهاي موجود، نيمه فعاليتهاي صنعتي و توليدي داشتند، اين مساله بسياري از اين افراد را در كار توليد با تجربه و متبحر ساختهاند كه بدون شك اين تجربهها براي كشور بسيار ثمر بخش و مفيد خواهد بود و هم چنين برخي از مهاجرين در برخي از صنايع به عنوان كارگر و احيانا كار فرما صاحب تجربه شدهاند كه براي فرداي كشور مثمر ثمر خواهد بود.
اين موارد به اضافه بسياري از مواردي ديگر، اين گمانه را تقويت ميكند كه بازگشت مهاجرين ممكن است در كوتاه مدت به بحرانهاي اقتصادي كشور بيفزايد چنانکه در اوائل دولت فعلی افغانستان این مساله با حضور زیادی از مهاجرین در کشور تا حدی تجربه شد اما در درازمدت در صورت ثبات سیاسی وضعيت فرق خواهد كرد و نه تنها زياني به اقتصاد كشور وارد نميكند، بلكه به رشد و توسعه اقتصادي آن كمكي قابل توجهي خواهد نمود.
بنابراين نبايد از پيامدهاي اقتصادي بازگشت نگران بود و بايد اميدوارانه به تبعات مثبت آن در آينده نه چندان دور، نگاه كرد. بهترین راه این است که زمینه ای فراهم شود که باز گشت به صورت مرحله ای وزمان مند انجام شود وکشور های مهاجر پذیر وجامعه جهانی در قبال مهاجرین باتدبیر برخورد نماید ومطالعه دقیق انجام شود که هم به نفع کشور مهاجر پذیر باشد وخیلی عظیم مهاجررا که سال ها تحمل کرده یکباره از خود رنجیده خطر نسازد ، هم مهاجرین آسیبی کمتری بیبینند. راه حل اين موضوع در جوسازي ، دادن آمار هاي بلند وخلاف واقع وبه كار گيري لحن توهين آميز نمي باشد. چرا كه مناسبات دو كشور همجوار ،هم كيش وهم زبان ايران وافغانستان ريشه طولاني دارد كه به آساني نمي توان از اين موضوع دست برداشت؛ به خصوص كه منافع طرفين ، هميشه در گرو حسن همجواري،گفت وگو هاي دوستانه وروابط حسنه مي باشد.
وظيفه قانوني رسانهها ايجاب ميكند كه هميشه در پي انعكاس دادن واقعيت ها بوده و با اطلاع رساني صحيح جامعه را متوجه چالشها ونا هنجاريها نمايد. چراكه انتشار يك خبر و يا يك تحليل نا درست ممكن است عواقب تلخ و از دست رفتن جان چندين انسان را در پي داشته داشته باشد.
در پايان ياد آوري يك نكته خالي از لطف نيست و آن اينكه همه اين پيشداوريها در صورتي درست خواهد بود كه شرايط امنيتي كشور هم چنان رو به بهبود باشد،کشورهای همسایه و جامعه بین الملل در این راستا بکوشد، زمينه براي فعاليتهاي مختلف فراهم و مساعد گردد. بديهي است كه در غير اين صورت روي هيچ چيزي نميتوان حساب مثبت باز كرد. به اميد روزي كه در سايه وحدت و تلاش، شاهد رشد و بالندگي كشور در تمام صحنهها باشيم.
يادداشتها
- روزنامه كيهان سه شنبه 24 خرداد 1384
، مقاله عید محمد عارفی VATANDAR.COM -
- سایت آرمان ، مقاله محمد حسين فياض
منابع:
1- هموطن سلام , جمعه 4 شهريور 1384
3- روزنامه كيهان سه شنبه 24 خرداد 1384
5 ـ روزنامه اقتصاد ايران 30/5/1385
6- روزنامه شرق، شماره 747 ، 10 /2/85
7- خبر گزاری جمهوری اسلامی
8- پایان نامه کارشناسی ارشد آقای علیرضا احمدی موحد از دانشگاه تهران با موضوع بررسی وضعیت اقتصادی، اجتماعی، مهاجران افغانی در ایران.
9- محمد صدیق فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخير، جلد اوّل،
10- دولت آبادی، شناسنامه افغانستان.
|
رحمت الله ایازی
1389/6/3
عرض ادب خدمت قلم بدستان فعال مان، تشکر از زحمت کشی های فراوان تان موفق و سرفراز باشید
|
آزاد انديش
1389/1/24
سلام جناب آقاي محسني شهرستاني!! تشكر ميكنم از اينكه مقاله زيبا و و واقعبيانه نوشتهي و از حضور مهاجرين كه به عنوان سرباري براي جامعه ميزبان مطرح ميشوند دفاع كردهي. دست و قلم تان همواره پر توان باد. خدا نگهدار يا حق
|